تحلیل اقتصادسنجی سیاست پولی و ساختار بانکی اسلامی در تأمین مالی صنعت ایران با تأکید بر ابزارهای مالی اسلامی و مدل ARDL
صفحه 1-30
https://doi.org/10.22034/jifb.2025.538567.1626
امید قاسمی پور، پیمان نوری بروجردی، علیرضا نوروزی
چکیده در این مطالعه، چالشها و محدودیتهای نظام بانکی ایران در تأمین مالی سرمایهگذاری در بخش صنعت، طی سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۴۰۲ با رویکردی تحلیلی و مبتنی بر دادههای رسمی مورد ارزیابی قرار گرفت. با توجه به اصول اقتصاد اسلامی و لزوم هدایت اعتبارات به فعالیتهای مولد، این موضوع اهمیت ویژهای مییابد. با توجه به نقش محوری تأمین مالی در رشد پایدار، این مطالعه به بررسی ساختار بانکمحور نظام تأمین مالی ایران پرداخته و اثر عوامل کلیدی از جمله تسهیلات بانکی بخش صنعت، نرخ سود حقیقی سپردهها بهعنوان هزینهفرصت سرمایهگذاری، نرخ تورم و نرخ ارز را بر سرمایهگذاری صنعتی با بهرهگیری از مدل ARDL برآورد کرده است. یافتهها نشان میدهد عواملی چون نسبت پایین کفایت سرمایه، ناترازی مزمن ترازنامه بانکها و اتکای بیش از حد به ابزارهای سنتی، ظرفیت نظام بانکی در پشتیبانی از سرمایهگذاری صنعتی را تضعیف نموده است. این تضعیف بهگونهای که در هشتماهه نخست سال ۱۴۰۲ تنها ۳۵.۵ درصد از تسهیلات بانکی به بخش صنعت اختصاص یافته است. در پایان، با تکیه بر یافتههای پژوهش، راهکارهایی چون توسعه و تعمیق ابزارهای مالی اسلامی (از جمله صکوک، اوراق مشارکت رهنی و صندوقهای پروژههای صنعتی)، اصلاح چارچوبهای نظارتی و تقویت نقش تنظیمگری بانک مرکزی در جهت همسویی سیاست پولی با اهداف توسعه صنعتی پیشنهاد شده است. به نظر می رسد این اقدامات میتواند زمینهساز تأمین مالی پایدار برای رشد و تحول صنعت کشور باشد.
اعتبارسنجی هوشمند و پیش بینی رفتار آینده مشتری بانک: رویکرد مبتنی بر داده با مدل RFM و خوشه بندی
صفحه 31-79
https://doi.org/10.22034/jifb.2025.544969.1635
سهیل زارعی، علی مهدیان، زهرا مصلاح، رضا صحبت زاده
چکیده با افزایش حجم دادهها در دنیای امروز، بهرهگیری از علم داده برای یافتن راهحلهای بهینه امری ضروری است. یکی از چالشهای اساسی در صنعت بانکداری، اطمینان از بازگشت تسهیلات اعطایی و تخصیص بهینه منابع مالی است. بنابراین، سنجش سطح اعتباری مشتری و پیشبینی آن در آینده میتواند شاخصی سودآور و قابلاعتماد برای بانکها باشد. در مطالعه پیش رو، با استفاده از تراکنشهای مالی مشتریان مؤسسه اعتباری ملل، سطح اعتباری حال حاضر ایشان به وسیله تجزیه و تحلیل مدل RFM و استفاده از تکنیکهای خوشهبندی انجام میپذیرد. در نوآوری انجامشده، سطح اعتباری آینده مشتری نیز با استفاده از الگوریتم یادگیری ماشین جنگل تصادفی و بر مبنای خروجی خوشهبندی مبتنی بر مدل پیشبینی میگردد. این رویکرد در مقایسه با روشهای سنتی مبتنی بر امتیازدهی ایستا، دقت پیشبینی را افزایش داده و به بانک امکان میدهد تصمیمگیریهای اعتباری را با اطمینان بیشتری انجام دهد. در این مطالعه با استفاده از شاخص ارزیابی معیار اطلاع بیزی پنج خوشه بهینه با استفاده از مدل RFM شناسایی شد. همچنین یک مدل جنگل تصادفی با شاخصهای دقت میانگین ۷۲ درصد، بازیابی ۷۵ درصد و امتیاز میانگین متوازن دقت و بازخوانی ۹۱ درصد، جهت پیشبینی سطح اعتباری آینده مشتری طراحی گردید. این پژوهش با تکیه بر فناوریهای نوین مالی، چارچوبی دادهمحور برای اعتبارسنجی هوشمند در نظام بانکداری اسلامی ارائه میدهد و به کاهش ریسک اعتباری در فرایند تخصیص تسهیلات کمک میکند.
هوشمندی کسبوکار، چابکی سازمانی و عملکرد شرکتهای خدمات پشتیبانی بانک سپه
صفحه 80-107
https://doi.org/10.22034/jifb.2025.482752.1589
محمدعلی طلاب، ساناز شفیعی
چکیده پژوهش حاضر در پی بررسی تأثیر پذیرش هوشمندی کسبوکار بر عملکرد شرکتهای خدمات پشتیبانی بانکها با تاکید بر نقش میانجیگری چابکی است. مطالعه موردی بر شعب بانک سپه شهر شیراز انجام شده است. روششناسی این پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی-پیمایشی است و جامعه آماری شامل تمامی کارکنان شعب بانکهای سپه و شرکت پشتیبان زیرساخت امید نت در شهر شیراز است. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان، 310 نفر تعیین و از روش نمونهگیری تصادفی ساده برای انتخاب نمونه استفاده شده است. دادهها از طریق پرسشنامه جمعآوری شده و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از 7/0 تأیید شده است. نتایج تجزیهوتحلیل نشان میدهد که چابکی بهعنوان یک متغیر میانجی میان پذیرش هوشمندی کسبوکار و عملکرد شرکتهای خدمات پشتیبانی بانکها عمل میکند. همچنین، گرایش به کارآفرینی بیشترین تأثیر را بر عملکرد این شرکتها دارد. این پژوهش به تبیین و شفافسازی نقش هوشمندی کسبوکار و چابکی در ارتقای عملکرد شرکتهای خدمات پشتیبانی بانکها کمک میکند و میتواند به مدیران این سازمانها در اتخاذ تصمیمات استراتژیک و عملیاتی کمک نماید. نتایج این تحقیق میتواند اساس مطالعات آینده در زمینه بهبود عملکرد سازمانها بر مبنای هوشمندی کسبوکار و چابکی باشد.
بانکداری اسلامی در عصر پساکوانتوم: گریز از بلاکچین، پیوند با شریعت
صفحه 108-146
https://doi.org/10.22034/jifb.2025.552581.1642
سیدامید آذرکسب، محمد رجبی، سیدحسین خواسته، امیربهادر مروت
چکیده در آستانه ورود به عصر رایانش کوانتومی، بنیانهای امنیت اطلاعات که بر رمزگذاری نامتقارن و توابع هش کلاسیک استوار هستند، با تهدیدات بیسابقهای روبهرو شدهاند. این وضعیت، بهویژه برای بانکداری اسلامی که بر صحت، شفافیت و مشروعیت شرعی قراردادها تأکید دارد، چالشی حیاتی محسوب میشود. از طرفی در حالیکه اغلب راهکارهای فناورانه بر زیرساخت بلاکچین متکیاند، شواهد فقهی و تحلیلی حاکی از آن است که بلاکچین با برخی اصول اساسی فقه اسلامی، از جمله منع غَرر و شفافیت مالکیت، سازگاری کامل ندارد. از اینرو، در این مقاله چارچوبی ترکیبی بلاکچینگریز برای تقویت امنیت دیجیتال در عقود غیرربوی ارائه شده که مبتنی بر فناوری توزیع کلید کوانتومی و الگوریتمهای رمزنگاری مقاوم در برابر کوانتوم است. در این چارچوب، سه اصل فقهی احراز اصالت قرارداد، جلوگیری از تحریف و جعل و تضمین شفافیت در توزیع مالکیت بهصورت لایهمند در ساختار رمزنگاری پیادهسازی شده است. پس از تحلیل اصول فقه معاملات اسلامی و بررسی فنی الزامات امنیتی آیندهنگر، الگوی پیشنهادی طراحی و امکانسنجی پیادهسازی آن در نظام بانکداری اسلامی ایران و سایر کشورهای مسلمان تحلیل شده است. یافتههای مقاله نشان میدهد که میتوان بدون ورود به تعارضات فقهی، چارچوبی امن، اخلاقمحور و علمی برای حفاظت از قراردادهای اسلامی در برابر تهدیدات کوانتومی ارائه داد، چارچوبی که بر محدودیتهای بلاکچین فائق میآید و میتواند اعتماد عمومی و اصالت شرعی را در محیط دیجیتال حفظ نماید.
مدیریت تغییر در بانک ها با تکیه بر مدل های نوآورانه منابع انسانی
صفحه 147-176
https://doi.org/10.22034/jifb.2025.545566.1638
سپیده مصدق، شهرام بگ زاده
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی مدیریت تغییر در بانکها با تکیه بر مدلهای نوآورانه منابع انسانی در شعب بانک ملت استان اردبیل انجام شده است. این مطالعه، از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی–همبستگی و بهلحاظ روش اجرا، پیمایشی میباشد. جامعه آماری شامل ۶۸۵ نفر از کارکنان شعب بانک ملت استان اردبیل بوده و حجم نمونه با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای ۲۴۸ نفر تعیین و در نهایت ۲۲۰ پرسشنامه سالم جمعآوری گردید. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته بوده که روایی محتوایی آن به تأیید خبرگان رسیده و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ در سطح قابل قبول تأیید شد. دادهها با بهرهگیری از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزارهای SPSS و AMOS مورد تحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که ابعاد مدیریت تغییر شامل رهبری، آمادگی و غلبه بر مقاومت همگی تأثیر مثبت و معناداری بر ابعاد مدلهای نوآورانه منابع انسانی شامل جذب، آموزش و نگهداری کارکنان دارند. این نتایج حاکی از آن است که ارتقای هر یک از مؤلفههای مدیریت تغییر میتواند مستقیماً کیفیت و اثربخشی فعالیتهای نوآورانه منابع انسانی را بهبود بخشیده و توان بانک را در جذب، پرورش و حفظ نیروی انسانی خلاق و نوآور تقویت نماید. در نتیجه، برنامهریزی هماهنگ برای توسعه همزمان مدیریت تغییر و نوآوری در مدیریت منابع انسانی، بهعنوان عاملی کلیدی در پایداری و ارتقای رقابتپذیری بانکها پیشنهاد میشود.
ارائه مدل بانکداری مشترک محور و تأثیر آن بر وفاداری مشتریان
صفحه 177-212
https://doi.org/10.22034/jifb.2025.545546.1637
محمد علایی، محمدحسن عبداللهی
چکیده این پژوهش با هدف تبیین نقش بانکداری مشتریمحور در ارتقای وفاداری مشتریان بانکهای دولتی استان اردبیل انجام شد. از نظر نوع، تحقیق کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–پیمایشی است و با رویکرد آمیخته (کیفی–کمی) اجرا گردید. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل خبرگان بانکی، مدیران و اساتید حوزه بانکداری دیجیتال بود که با نمونهگیری هدفمند و تکنیک گلولهبرفی تا رسیدن به اشباع نظری، تعداد ۲۰ نفر انتخاب شدند. دادههای این بخش از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری و با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردید. در بخش کمی، جامعه آماری مشتریان بانکهای دولتی استان اردبیل (حدود ۳۵۰۰ نفر) بودند که بر اساس جدول مورگان حجم نمونه ۳۴۶ نفر تعیین و با نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها شامل پرسشنامه محققساخته بانکداری مشتریمحور و پرسشنامه وفاداری مشتری کیلی (۱۲ گویه) بود که روایی آنها با نظر خبرگان و پایایی با آلفای کرونباخ بالاتر از 0.70 تأیید شد. از میان پرسشنامهها، ۲۰۰ پرسشنامه کامل تحلیل گردید. دادهها با SPSS و LISREL بررسی شدند. نتایج نشان داد بانکداری مشتریمحور از طریق مؤلفههای تصمیمگیری دادهمحور، فرهنگسازی داخلی، یادگیری تجربهمحور و دیجیتالیسازی خدمات تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان دارد و فرهنگ سازمانی مشتریمدار نقش محوری در این رابطه ایفا میکند.
