بررسی رابطه اندازه بانک بر کیفیت گزارشگری مالی با تأکید بر نقش ویژگی نظارتی
صفحه 1-27
https://doi.org/10.22034/jifb.2025.525159.1620
علیرضا نجف پور کردی، امید قاسمی پور، ابراهیم علیپور نوشری
چکیده با توجه به اهمیت کیفیت گزارشگری مالی در بازار سرمایه و اینکه بانکها بهعنوان یک رکن اساسی در اقتصاد کشور نقش ایفا میکنند، هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه اندازه بانک بر کیفیت گزارشگری مالی با تأکید برنقش ویژگی نظارتی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه بانکهای عضو بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1395 تا 1401 بود که در نهایت 10 بانک انتخاب شد. جهت آزمون فرضیههای پژوهش انتخاب و به روش رگرسیون چندمتغیره فرضیههای پژوهش، آزمون شدند. یافتههای حاصل از آزمون فرضیههای پژوهش بیانگر آن است که اندازه بانک بر کیفیت گزارشگری مالی تأثیر معناداری دارد و استقلال هیئتمدیره بهعنوان یک معیار نظارتی این رابطه را تقویت میکند.
چالشهای تأمین مالی شرکتهای کوچک و متوسط با رشد زیاد
صفحه 28-63
https://doi.org/10.22034/jifb.2025.507868.1606
کامران رضوانی، اسماعیل میرزایی، رضا حبیبی
چکیده درحالیکه شرکتهای کوچک و متوسط با رشد زیاد، محرک اصلی رشد اقتصادی در کشورهای مختلف جهان محسوب میشوند، لیکن تا به امروز تحقیقات اندکی درباره الزامات مورد نیاز جهت تجهیز مالی این شرکتها انجام گرفته است. این تحقیق با استفاده از دادهها و اطلاعات 285 شرکتهای کوچک و متوسط مشتری اعتباری بانک توسعه صادرات ایران انجام شده است. در این تحقیق به بررسی ساختار سرمایه و نحوهی دسترسی به تأمین مالی در شرکتهای کوچک و متوسط با رشد زیاد اقدام شده است. نتایج تحقیق ادبیات حاکم بر شرکتهای کوچک و متوسط با رشد زیاد را در برخی از موضوعات معین به چالش میکشد. طبق یافتههای تحقیق، در ارائه درخواستهای تأمین مالی بین شرکتهای کوچک و متوسط با رشد زیاد و کم تمایز وجود دارد. نتایج بیانگر آن است که شرکتهای کوچک و متوسط با رشد زیاد بصورت معناداری درخواستهای تأمین مالی بیشتری در مقایسه با شرکتهای با رشد کم به بانک ارائه دادهاند. در واقع، شرکتهای کوچک و متوسط با رشد زیاد به شدت به تأمین مالی بدهیمحور جهت حفظ و ادامه رشد خود وابسته هستند. نتایج تحقیق همچنین نشان میدهد شرکتهای کوچک و متوسط با رشد زیاد بهطور معناداری با احتمال اندکی به دنبال دریافت تسهیلات سرمایه در گردش (تسهیلات کوتاه مدت) در مقایسه با شرکتهای کوچک و متوسط با رشد کم بودهاند. از یافتههای اصلی و قابل انتظار تحقیق میتوان به دسترسی دشوارتر شرکتهای کوچک و متوسط با رشد زیاد به تأمین مالی در مقایسه با شرکتهای کوچک و متوسط با رشد کم در بانک توسعه صادرات ایران اشاره کرد.
بررسی نقش معماری سازمانی در بهبود تجربه مشتری نظام بانکی مطالعه موردی: بانک تجارت
صفحه 64-93
https://doi.org/10.22034/jifb.2025.505469.1604
میثم بابری یار، افسانه اوضاعی، مریم ابراهیمی
چکیده در این مقاله به بررسی نقش بازطراحی فرآیندهای ارایه خدمات بانکی در بستر معماری سازمانی، در بهبود تجربه مشتری که منجر به افزایش سطح رضایتمندی مشتری می شود، پرداخته شده است. ابتدا وضع موجود فرایندهای مرتبط با جریانهای ارزش دخیل در خلق تجربه مشتری(در این تحقیق: افتتاح حساب قرض الحسنه اشخاص حقیقی و تسهیلات قرض الحسنه ازدواج)، به طور دقیق شناسایی، عارضهیابی، بازطراحی و در نهایت با ایجاد بهبود در فرآیندهای قابل بهبود و تبدیل فرآیندهای مرتبط با جریانهای ارزش مد نظر به وضع مطلوب، پیادهسازی فرآیندهای بهبودیافته انجام شد. سپس پرسشنامهای با محوریت متغیرهای پراهمیت در مقالهها و مطالعات انجام شده، در اختیار چهار گروه صد نفره از مشتریان برای دو محصول مجزا قرار گرفت. (گروه اول: مشتریانی که در دوره زمانی قبل از بازطراحی و گروه دوم مشتریانی که در دوره زمانی بعد از بازطراحی، از خدمت مد نظر استفاده کردند) با تحلیل دادههای جمعآوری شده و با استفاده از روش اسایام[1] و با استفاده از نرم افزار اسمارت پیالاس[2] تحلیل و میزان تغییر در بهبود تجربه مشتری و رضایت مشتریان بررسی شد. مقایسه ضرایب مسیر (ضریب بتا) دو متغیر وابسته در آزمونهای انجام شده، انجام بازطراحی فرآیندها، نشان دهنده افزایش شدت تأثیر متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته در دو بازه زمانی مورد تحقیق است،که نقش معماری سازمانی را در بهبود تجربه مشتری و کسب رضایت مشتری منعکس میکند. نتیجه این تحقیق را میتوان به کل جامعه مد نظر تعمیم داد، به نحوی که قابل پیادهسازی با نظام بانکی ایران است.
تأثیرحسابرسی بر شفافیت مالی و عملکرد دو بانک بزرگ بینالمللی (HSBC و UBS)
صفحه 94-117
https://doi.org/10.22034/jifb.2025.511263.1609
الهه فریورتنها، آرزو پیشداد
چکیده تحولات اخیر در نظام مالی جهانی، لزوم شفافیت مالی و نظارت مؤثر بر عملکرد بانکها را بیش از پیش ضروری کرده است. این پژوهش تأثیر حسابرسی مستقل بر شفافیت مالی و عملکرد بانکهای بینالمللی، بهویژه بانکهای HSBC و UBS، را بررسی میکند. نتایج این مطالعه نشان میدهند که افزایش هزینههای حسابرسی موجب بهبود شفافیت مالی و کاهش ریسکهای عملیاتی در این بانکها شده است. مقایسه این دو بانک نشان داد که هماهنگی با استانداردهای بینالمللی حسابداری و حسابرسی (مانند IFRS و ISA) به افزایش اعتماد سرمایهگذاران و بهبود کیفیت گزارشگری مالی کمک کرده است. بهویژه، پس از بحرانهای پولشویی HSBC و ادغام UBS باCredit Suisse، نظارتهای حسابرسی شدیدتری اعمال شد که تأثیرات مثبتی بر شفافیت مالی و کاهش تخلفات مالی داشت. این مقاله با استفاده از مدل رگرسیون دادههای پانل و آزمونهای مختلف آماری، اثرات هزینههای حسابرسی را بر عملکرد مالی این دو بانک در دوره زمانی ۲۰۱۰-۲۰۲۴ بررسی کرده است. یافتهها حاکی از آن است که حسابرسی مستقل نهتنها موجب افزایش شفافیت مالی بانکها میشود، بلکه با بهبود نظارت و کاهش فساد مالی، ثبات اقتصادی و عملکرد مالی این بانکها را نیز تقویت میکند. به بانکها توصیه میشود که بهمنظور کاهش ریسکهای مالی و افزایش شفافیت مالی، هزینههای حسابرسی خود را بهطور مؤثری مدیریت کرده و همراستا با استانداردهای بینالمللی حسابرسی عمل کنند.
بررسی رابطه خوانایی متن گزارشهای سالانه و ریسکپذیری بانکها
صفحه 118-139
https://doi.org/10.22034/jifb.2025.505287.1603
سهیلا عسکری حسن آبادی، حمید بیرجندی، زهرا فتحی، lمینا احمدی
چکیده خوانایی متون باید متناسب با سطح درک و توانایی خوانندگانی باشد که مخاطب اصلی آن متون هستند. تاکنون معیارهای متعددی برای اندازهگیری خوانایی متون توسعه یافته است که از شاخصهایی مانند تعداد جملات، تعداد کلمات، تعداد کاراکترها، تعداد هجاهای هر کلمه و سایر ویژگیهای زبانی برای ارزیابی پیچیدگی متون استفاده میکنند. از سوی دیگر، ریسک به عنوان عنصری ذاتی در فعالیتهای مالی بانکها در ایران شناخته میشود و امروزه مدیریت ریسکهای عملیاتی در مؤسسات مالی از اهمیت ویژهای برخوردار است. این پژوهش به بررسی رابطه بین خوانایی گزارشهای سالانه و سطح ریسکپذیری بانکهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میپردازد. جامعه آماری این تحقیق شامل 27 بانک فعال در بورس اوراق بهادار تهران است که در بازه زمانی ۶ ساله (۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲) فعالیت مستمر داشته اند. روش تحقیق مورد استفاده، رگرسیون چندمتغیره است و برای تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرم افزار Eviews نسخه ۱۱ استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد بین خوانایی گزارشهای سالانه و سطح ریسکپذیری بانکها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر، افزایش خوانایی گزارشهای سالانه با افزایش ریسکپذیری بانکها همراه است. این یافتهها اهمیت توجه به کیفیت و خوانایی گزارشهای مالی را در مدیریت ریسک و تصمیم گیریهای استراتژیک بانکها برجسته میکند.
چارچوبی پنجبعدی برای توسعه بانکداری اسلامی در مناطق محروم ایران: رویکردی عدالتمحور و پایدار
صفحه 140-177
https://doi.org/10.22034/jifb.2025.528482.1623
محمدجواد توکلی، محمدسعید پناهی بروجردی، عباس استواری
چکیده این مقاله با هدف طراحی الگویی مفهومی و بومی برای بازآرایی بانکداری اسلامی در مناطق محروم ایران با تمرکز بر تحقق عدالت مالی، ارتقای شمول بانکی و توانمندسازی اجتماعی، نگاشته شده است. مناطقی مانند سیستان و بلوچستان، کهگیلویه و بویراحمد، ایلام و بخشهایی از خوزستان به سبب ترکیبی از فقر ساختاری، بیاعتمادی نهادی و فقدان زیرساختهای مالی، مصادیق بارز محرومیت بانکی در ایران هستند. پژوهش حاضر میکوشد با طراحی چارچوبی پنجبعدی، راهکاری اسلامی، بومی و پایدار برای رفع چالشهای بانکداری در این مناطق ارائه کند. علیرغم پشتوانههای فقهی و عدالتمحور نظام بانکداری اسلامی، به دلیل عدم انطباق ساختارها و فرآیندهای آن با ویژگیهای فرهنگی و نهادی مناطق محروم، عملکرد آن در این حوزهها ناکارآمد بوده است. این پژوهش با تکیه بر اصول عدالت اقتصادی اسلامی و با استفاده از روش تحلیل محتوای هدایتشده[1]، به طراحی چارچوبی مفهومی و بومی برای بازآرایی عملیات بانکداری اسلامی پرداخته است. دادهها از طریق ۱۸ مصاحبه نیمهساختاریافته با خبرگان حوزههای فقه اقتصادی، بانکداری اسلامی و توسعه منطقهای گردآوری شد. مدل مفهومی نهایی مبتنی بر پنج بُعد مکمل شامل نهادسازی محلی، سادهسازی عقود و فرایندها، تربیت نیروی انسانی بومی، اعتبارسنجی اجتماعی و حمایت سیاستی هدفمند است. این ابعاد در تعامل با یکدیگر، زمینهساز ارتقای شمول مالی، افزایش اعتماد اجتماعی و مشارکت اقتصادی هستند. نوآوری این چارچوب در ایجاد پیوند نظاممند میان اصول عدالت اسلامی و ابعاد اجرایی بانکداری است. این مدل، با وجود تمرکز بر بومیسازی، قابلیت تطبیق در جوامع اسلامی مشابه را نیز دارد. این چارچوب با الهام از تجربه بانک گرامین بنگلادش در وامدهی مبتنی بر ضمانت جمعی و برنامههای مالی خرد اسلامی که توسط Islamic Relief اندونزی در نهادهای محلی تسهیل شدهاند، الگویی نوین برای تحقق عدالت مالی در مناطق کمبرخوردار ارائه میکند.
