نشانی: تهران، پاسداران، ایستگاه ضرابخانه، پلاک 195، مؤسسه عالی آموزش بانکداری ایران کدپستی: 1664647113 نشانی پست الکترونیک: jifb@ibi.ac.ir
تلفن: 22843659-27892435 نمابر: 22842618
موسسه عالی آموزش بانکداری ایران وابسته به بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سال ۱۳۹۴ اقدام به انتشار فصلنامه "مطالعاتی در مدیریت بانکی و بانکداری اسلامی" نموده است. لذا از استادان، پژوهشگران، دانشجویان تحصیلات تکمیلی، مراکز تحقیقاتی و کارشناسان نظام بانکی دعوت بهعمل میآید تا مقالات علمی-پژوهشی خود را در باب موضوعات مرتبط با مطالعاتی در مدیریت بانکی و بانکداری اسلامی، برای انتشار به فصلنامه ارسال نمایند.
نشریه مطالعاتی در مدیریت بانکی و بانکداری اسلامی در تاریخ ۱۴۰۱/۱۲/۰۳ با هدف تعاملات دوسویه و استفاده از ظرفیتهای انجمن مالی اسلامی ایران تفاهمنامه همکاری با این انجمن منعقد کرده است.
دسترسی به مقالات این فصلنامه برای عموم آزاد است.
حق نشر مقالات مندرج در این سایت متعلق به فصلنامه مطالعاتی در مدیریت بانکی و بانکداری اسلامی و تحت مجوز CC BY میباشد.
این نشریه با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیته اخلاق در انتشار (COPE) میباشد و از آییننامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی مینماید.
چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر عدم اطمینان سیاست اقتصادی (تورم، تولید ناخالص داخلی)بر اهرم مالی بانکها با نقش تعدیلگر نگهداشت وجه نقد است. این مطالعه از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از روش پژوهش علی و پسرویدادی استفاده کرده است. در پژوهش علی، هدف تعیین تأثیر متغیر مستقل بر متغیر وابسته است. جامعه آماری شامل بانکهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1398 تا 1402 است. دادهها با استفاده از روش رگرسیون پانل دیتا تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که تورم تأثیر مثبت و معناداری بر اهرم مالی بانکها دارد. تولید ناخالص داخلی تأثیر منفی و معنادار بر اهرم مالی و نگهداشت وجه نقد دارد. همچنین، تأثیر معنادار تورم بر نگهداشت وجه نقد تأیید شد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که سطح نگهداشت وجه نقد در رابطه میان تورم و اهرم مالی بانکها نقش تعدیلگر ایفا میکند. این نتایج میتواند برای سیاستگذاران و مدیران مالی در درک بهتر رفتار نقدینگی بانکها در شرایط بیثبات اقتصادی مفید باشد.
چکیده فینتک بهعنوان تکنولوژی نوین فضای وسیعی برای رشد دارد که این موضوع لزوم مطالعه عوامل مؤثر بر پذیرش این خدمات را نشان میدهد. فینتک، به استفاده از فناوریهای نوین برای ارائه خدمات مالی با کارایی، سرعت و سهولت بیشتر گفته میشود. پذیرش گسترده این فناوریها در کشورهای مختلف، بستگی به عوامل مختلفی دارد. بنابراین، یک چارچوب نظری برای تحلیل پذیرش و بکارگیری فناوری فین تک ارائه شد که بر پایه نظریههای پذیرش فناوری بنا شده است. در این تحقیق مدلهای پذیرش فناوری برای بررسی پذیرش فینتک استفاده شد. جامعه آماری شامل کارکنان بانک سپه بوده که تعداد 341 نفر نمونه بصورت تصادفی انتخاب و پرسشنامه را تکمیل نمودهاند. نتایج تحلیل عاملی مؤید برازش مناسب مدل بودند. نتایج نشان دادهاند هنجارهای ذهنی، نگرش، کنترل رفتار درکشده و اعتماد سازمانی بر قصد رفتاری تاثیر مثبت و معنیداری دارند. یعنی با بهبود هنجارهای ذهنی، نگرش، کنترل رفتار درکشده و اعتماد سازمانی نسبت به خدمات فناوری فینتک بانک قصد و استفاده از خدمات افزایش مییابد.این چارچوب میتواند برای بررسی چگونگی شکلگیری، پذیرش و بومیسازی فناوری فینتک در نهادهای دولتی و عمومی کاربرد داشته باشد.
چکیده پدیده «واماندگی استعدادها» به وضعیتی گفته میشود که در آن افراد با تواناییها و قابلیتهای بالقوه بالا، به دلایل مختلف در سازمان فرصت رشد، یادگیری و بهکارگیری کامل توانمندیهای خود را پیدا نمیکنند و در نتیجه استعدادهایشان در سازمان بهصورت بالقوه باقی میماند یا کاهش مییابد. بهعبارتدیگر، استعدادهای افراد در محیط کاریشان شکوفا نمیشوند و بهرهوری و خلاقیت آنها محدود میگردد. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و مدلسازی پیشایندها و پسایندهای این پدیده در سازمانهای دولتی است؛ بنابراین، تمرکز بر تأثیرات منفی آن بر عملکرد بانک ملی است.این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، پیمایشی و اکتشافی است. رویکرد پژوهشی ترکیبی از روشهای قیاسی و استقرایی است. جامعه آماری شامل ۲۰ نفر از مدیران ارشد و مدیران منابع انسانی بانک ملی است که بهصورت هدفمند و با روش گلولهبرفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری دادهها شامل مصاحبه در بخش کیفی و پرسشنامه در بخش کمی است. اعتبار ابزارها از طریق روایی محتوایی و پایایی درون کدگذار (برای مصاحبهها) و پایایی بازآزمون (برای پرسشنامهها) تأیید شد. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل محتوا و کدگذاری (در بخش کیفی) و تحلیل نگاشت فازی (FCM) در بخش کمی صورت گرفت.نتایج کیفی به شناسایی عوامل مؤثر و پیامدهای ادراکشده پدیده واماندگی استعدادها در منابع انسانی منجر شد. در بخش کمی، «مدیریت ناکارآمد منابع انسانی» و «سیاستهای ناکارآمد سازمانی» بهعنوان مهمترین پیشایندها، و «کاهش بهرهوری سازمانی» و «کاهش قابلیت رقابتی و اعتبار سازمان» بهعنوان برجستهترین پیامدهای این پدیده شناسایی شدند.
چکیده این تحقیق به تحلیل الگوریتمهای مورد استفاده در بانکداری دیجیتال از منظر تطابق با احکام مربوط به ربایممنوع در شرع میپردازد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی چالشهای شرعی ناشی از فناوریهای نوین مالی در بانکداری اسلامی و ارائه راهکارهای پیشگیرانهِ فقهی-فنی است. با گسترش روزافزون بانکداری دیجیتال و بکارگیری الگوریتمهای پنهان در پردازشهای مالی، نگرانیهای جدی در خصوص ظهور صور نوین ربادر قالب سازوکارهای خودکار افزایش یافته است. یافتههای این تحقیق که با روش کتابخانهای و مطالعه منابع معتبر فقهی و فنی صورت پذیرفته، نشان میدهد که برخی از سازوکارهای متداول، از جمله الگوریتمهای محاسبه سود، اعتبارسنجی خودکار و قیمتگذاری پویا، بهرغم کارایی فنی، ممکن است به شکل ناخواسته منجر به وقوع ربای قرضی یا معاملی گردند. در پاسخ به چالش های موصوف، پژوهش حاضر ضمن شناسائی آنها، راهکارهایی را در جهت کاهش شبهات وارده در ارتباط با ربای پنهان ارائه و پیشنهاد میدهد که اهم آن عبارتاند از: طراحی سامانههای الگوریتمی بر مبانی و اصول شریعت، نظارت مستمر شرعیبر عملکرد این سامانهها، و بهکارگیری فناوریهای شفافساز همچون هوش مصنوعی تفسیرپذیر و بلاکچین. همچنین، لزوم آموزش کارمندان بانک و مشتریان، همکاری نهادهای نظارتی فقهی با توسعهدهندگان فناوری برای تدوین استانداردهای بینالمللی امری ضروری تشخیص داده شده است. این پژوهش بر اهمیت تطابق عملیات بانکداری دیجیتال با موازین اسلامی تأکید دارد تا ضمن حفظ کارایی و بهرهبرداری از مزایای فناوری نوین، اعتماد عمومی به سلامت شرعی نظام مالی اسلامی استوار و محکم گردد.
چکیده در نظام بانکی کشورهای اسلامی، بهرهگیری از ابزارهای نوین تأمین مالی منطبق با اصول شریعت، رویکردی کارآمد برای ارتقای عملکرد بانکها به شمار میرود. این ابزارها که بر پایه داراییهای واقعی و مالی طراحی شدهاند، ضمن کاهش ریسکهای اعتباری و حذف موانع شرعی، طی سالهای اخیر نقش مؤثری در بهبود کارایی نظام بانکی ایفا کردهاند. اتکا به چنین سازوکارهایی، وابستگی به شبکههای مالی متعارف را کاهش داده و زمینهساز توسعه پایدار در بخش بانکی میشود.این پژوهش با تمرکز بر تأثیر اوراق صکوک اجاره و مرابحه بر فرآیند تجهیز و تخصیص منابع بانکداری اسلامی در ایران طی سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ و با بهرهگیری از دادههای فصلی انجام شده است. برای تحلیل، از مدل اقتصادسنجی مارکوف سوئیچینگ استفاده گردیده که به دلیل توانایی در شناسایی تغییرات ساختاری، ابزاری مناسب برای بررسی رفتار متغیرهای مالی در شرایط متفاوت اقتصادی محسوب میشود.نتایج بررسیها نشان میدهد که انتشار اوراق صکوک بهطور کلی اثر مثبتی بر جذب و تخصیص منابع بانکها دارد، اما میزان این اثرگذاری چندان قابل توجه نیست. این یافته، لزوم بازنگری در فرآیندها و سازوکارهای انتشار صکوک را برجسته میسازد تا جذابیت بیشتری برای سرمایهگذاران داخلی و خارجی ایجاد گردد. در نتیجه، با بهکارگیری سرمایههای جذبشده میتوان ظرفیت تجهیز منابع بانکی را به شکل معناداری افزایش داد.
صدیقه هجینی نژاد، حسین طاهرخانی، جمشید نورشرق، احمد شمس
چکیده کاربرد چک در عملیات بانکی خرید دین موجب شد موضوع صدور چک به نمایندگی و مسئولیت تضامنی وی به عنوان یک چالش مطرح شود. باتوجه به اینکه در تنزیل، چک توسط دارنده به بانک واگذار میشود، لذا مسئولیت نماینده صادرکننده چندان موثر نیست. با این حال در اعتبار در حساب جاری چون چک از سوی صادرکننده به بانک واگذار میشود، تضامنی بودن مسئولیت نماینده باعث تقویت تضامین بانک میشود. دراین مقاله، ضمن بررسی انواع نمایندگی و مقایسه مواد 19 و 23 قانون صدور چک، تاثیر این امر روی خرید دین چک در عملیات بانکی با روش تحلیلی و توصیفی بررسی و مشخص میگردد علیرغم اینکه مسئولیت نماینده به دلیل خلاف قاعده بودن تضامن و اصل قابل تجزیه بودن تعهد، تضامنی نمیباشد لکن باتوجه به تسری محرومیتهای بانکی ماده 5 مکرر و اعمال ممنوعیتهای ماده 21 مکرر نسبت بهنماینده، مسئولیت تضامنی ماده19 استصحاب میگردد. ضمنا ایجاد ارتباط بین سیستم بانکی، محاکم قضایی و ثبت احوال و ثبت شرکتها برای احراز انواع نمایندگی و اطلاع از زوال آن جهت برقراری مسئولیت تضامنی پیشنهاد میگردد. در حقوق انگلستان مسئولیت نماینده محدود بوده و تضامنی نمیباشد همینطور تنزیل و اعتبار در حساب جاری بدون تنظیم قرارداد خرید دین قابل ارائه میباشد.
سعید رحیمی، پروانه سلاطین، مسعود صوفی مجید پور، محمود محمود زاده
چکیده در این مطالعه با استفاده از اقتصادسنجی فضایی، تأثیر کارایی بانکها و بیانضباطی پولی، بر همگرایی اقتصادی استانها، در دوره زمانی 1389 تا 1398 بررسی شده است. نتایج برآورد مدلها نشان داد که نسبت تسهیلات به سپردههای بانکی، بهعنوان شاخص کارایی بانکی و بیانضباطی پولی، بر همگرایی اقتصادی در استانها تأثیر منفی و معنادار دارد؛ بنابراین سیستم بانکی نتوانسته است که در همگرایی اقتصادی نقش تأثیرگذاری ایفا کند. سرعت همگرایی مطلق 048/0 در مدلهای شرطی با مقدارهای 269/0 و 254/0 نشان میدهد که در حالت مشروط، سرعت همگرایی استانها بیشتر بوده است؛ اما با وارد شدن متغیرهای بانکی، سرعت همگرایی کمتر شده است. به بیان دیگر، سالانه 8/4 درصد در حالت همگرایی مطلق و 9/26درصد و 4/25 درصد در حالت همگرایی شرطی، از شکاف اقتصادی استانها به حالت پایدار برطرف میشود. همچنین موجودی سرمایه واقعی و مالیاتها تأثیر مثبت و معنادار و سرمایه انسانی و شاخص فلاکت، تأثیر منفی و معنادار بر همگرایی اقتصادی دارند. بررسی آثار سرریزها در سال 1398 نشان داد که اثر سرریز کارایی بانکی بر استانهای مجاور مثبت بوده و با افزایش فاصله استانها از یکدیگر، اثر سرریز کمتر شده است. در واقع، آثار سرریز بر استانهای مجاور، بیشتر از استانهایی است که در فاصله دورتری قرار دارند.
دوره 2، بهار و تابستان، تابستان 1395، صفحه 113-138
محسن خوشطینت، محمدتقی تقویفرد، نوشین نوبری
چکیده بانکها برای ربودن گوی سبقت از یکدیگر برای افزایش سهم بازار و سودآوری، بهدنبال استفاده از انواع روشهای بهبود عملکرد برای جذب مشتریان بیشتر هستند زیرا یکی از مهمترین مسائل مورد توجه، کسب سود و بازده میباشد، لذا ارزیابی عملکرد بانکها در درجه اول برای سرمایهگذاران، درجه دوم برای سپردهگذاران و در نهایت برای مدیران بانکها، اهمیت ویژهای پیدا کرده است. این پژوهش، عوامل مؤثر بر سودآوری را در بانکهای خصوصی کشور در دوره زمانی 1385 -1392 بررسی میکند و نیز بیان میدارد که مدیران بانکها با توجه به کدام عوامل مالی میتوانند بازده بانک را افزایش دهند.
پژوهش حاضر از نوع تحقیقات همبستگی است که با استفاده از تجزیه و تحلیل اطلاعات تاریخی انجام شده است. در این تحقیق، با توجه به سه متغیر مستقل (اندازه بانک، کارایی عملیاتی، مدیریت داراییها)، شش فرضیه تدوین شد که تمام این شش فرضیه بر وجود رابطه معنیدار بین متغیرهای مستقل و معیارهای سودآوری (خالص درآمدهای بهرهای و بازده داراییهای بانک) تأکید دارند. همچنین برای آزمون فرضیههای پژوهش، رگرسیون خطی چندمتغیره با استفاده از دادههای پانل صورت پذیرفته است.
چکیده امروزه بانکها بهعنوان مهمترین عنصر بازار مالی نقش بسیار مهمی را در اقتصاد کشورها، بهویژه ایران که بر نظام بانکی اتکا دارد، ایفا میکنند. هدف از این تحقیق مطالعه نظام بانکی و بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد آن است. یکی از این عوامل اثرگذار که متغیری کلیدی در هر اقتصادی است، نرخ ارز میباشد. در سالهای اخیر نرخ ارز در اقتصاد ایران از نوسانهای زیادی برخوردار بوده است. نوسان نرخ ارز درکشورهای در حال توسعه مانند ایران، بهدلیل عدم وجود بازارهای مالی توسعهیافته، زمینه بروز بحران مالی را فراهم میآورد. نوسانهای نرخ ارز و بیثباتی بازارهای مالی میتواند تأثیر نامساعدی بر ثبات بانکها داشته باشد، زیرا تأثیر نوسان نرخ ارز با روشهای مدیریت ریسک قابل حذف نیست و از سوی دیگر در کشورهای در حال توسعه ابزار لازم برای مقابله با این نوسانها وجود ندارد؛ در نتیجه این کشورها در معرض آسیب بیشتری هستند و گرفتارشدن آنها در بحرانهای مالی دور از انتظار نیست. بر این اساس و با توجه به اهمیت موضوع، این تحقیق به بررسی اثر نوسانهای نرخ ارز بر عملکرد نظام بانکی ایران با استفاده از روش گشتاورهای تعمیمیافته در محیط دادههای تابلویی پویا، طی سالهای 1393- 1388میپردازد. برای ارزیابی عملکرد بانکی از دو شاخص درآمد و کیفیت دارایی و برای ارزیابی درآمد و کیفیت دارایی بهترتیب از نسبت بازده داراییها و نسبت مطالبات معوق به کل تسهیلات پرداختی استفاده شده است. نتایج این مطالعه نشان میدهد که نوسان نرخ ارز اثر منفی و به لحاظ آماری معنیدار بر بازده دارایی بانکها داشته است. در واقع نوسان نرخ ارز زمینه بروز انواع ریسکها از جمله ریسک معاملاتی، ریسک تبدیل، ریسک اعتباری، ریسک نرخ سود، ریسک نرخ تورم و مانند آن را برای نظام بانکی فراهم آورده و در نتیجه سودآوری بانکها کاهش میدهد. همچنین نوسان نرخ ارز عاملی تأثیرگذار و مثبت در افزایش نسبت مطالبات معوق به کل تسهیلات پرداختی بانکها است، زیرا موجب ایجاد ریسک اعتباری میشود که افزایش مطالبات معوق بانکها را بهدنبال دارد.
چکیده هدف از این پژوهش، ارائه چارچوبی است تا بهکمک آن، چشماندازی برای فرهنگ ریسک تطبیق شرعی در بانکهای ایران در سطح رویههای سازمانی ارائه شود. بدین منظور، ابتدا ساختارهای نظارت شرعی در کشورهای دارای پنجره بانکداری اسلامی، از دو جنبه نهادی و ابزاری بررسی و بهاتکای پژوهشهای بینالمللی و داخلی، تلاش شد تا موفقترین تجربه پیادهسازی سازوکارهای نظارت و تطبیق شرعی، انتخاب و از جنبههای مختلف بهدقت بررسی شود. به نظر میرسد، در خصوص موضوع فرهنگ ریسک تطبیق شرعی در نظام بانکداری ایران، بهعنوان کشوری که در اجرای بانکداری اسلامی با مشکلاتی روبهرو است، هنوز مستندات علمی و اجرایی جامعی تدوین نشده است. بنابراین، با استفاده از رویکرد چشماندازسازی در روش پژوهش آیندهپژوهی تلاش شد تا برای تدوین چشمانداز مطلوب در کشور، چارچوب مناسبی تبیین شود. بدین منظور، با اتکا به پژوهشهای بینالمللی پیشین، نظام نظارت و تطبیق شرعی مالزی که کشوری پیشرو در اجرای بانکداری اسلامی است، بهعنوان الگوی چشمانداز در نظر گرفته شد و با بررسی بسترهای قانونی و مقرراتی، ظرفیتهای نهادی و ابزاری، پژوهشها و دستاوردهای بانکداری اسلامی و برنامههای در دست اجرا و آتی مصوب نهاد ناظر در این کشور، ساختاری منطبق بر فرهنگ ریسک تطبیق شرعی مالزی با تأکید بر رویههای سازمانی ترسیم و بهعنوان چارچوبی معرفی شد تا از آن برای تدوین چشمانداز فرهنگ ریسک تطبیق شرعی در نظام بانکداری ایران بهرهبرداری شود.
چکیده این تحقیق با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی راهکار جدیدی را برای ایجاد انتفاع از املاک تملیکی، برای نظام بانکی و تأمین مالی ارزان قیمت ارائه میکند. فرضیه اصلی تحقیق آن است که «میتوان بر پایه اوراق مرابحه تأمین نقدینگی همراه با سایر ابزارهای مشتقه همچون اختیار، ابزاری مشروع و با ریسک بازدهی کنترل شده برای رهایی بانکها از انجماد انتفاع املاک تملیکی و تجهیز منابع مالی ارزان قیمت نسبت به حالت فعلی بازار پول طراحی کرد». با استفاده از این راهکار بانکها میتوانند ارزش داراییهای یاد شده را بر اساس نرخ بازار (حاصل از کشف قیمت در بورس کالا و بر اساس طراحی شاخص قیمت مسکن) و با استفاده از اوراق مرابحه به فروش رسانده، ولی زمان تحویل کالا را حداکثر تا دو سال به تأخیر انداخته و از این طریق نقدینگی لازم را کسب نمایند؛ همچنین تا زمان تحویل کالا که اجاره تصرف در آن را در قرارداد خواهند داشت، از مزایای اجارهبها نیز بهرهمند شوند. در زمان تحویل کالا، یا خود کالا به شرکت واسط داده میشود و شرکت آن را در بازار فروخته و مبالغ بین دارندگان اوراق توزیع میشود و یا با قراردادن دو حق اختیار (اختیار خرید با قیمت معین به بانک و اختیار فروش با قیمت معین به شرکت واسط به نمایندگی از دارندگان اوراق)، کیفیت تسویه نهایی مشخص میشود. از آنجا که الزامی در اعمال حق خرید و یا فروش بهعنوان قرارداد دوم وجود ندارد، این معامله مرابحه به بیعالعینه منجر نخواهد شد.
چکیده رویکرد مدیریت یکپارچه دارایی و بدهی، نگاه یکپارچه و همزمان به داراییها و بدهیهای بانک، ترکیب آنها و عوامل مؤثر بر آن از جمله ریسک رویکرد مدیریتی سازمان یافته و نظاممند است که هدف گذاریهای انجام شده در زمینه های سودآوری یا کاهش ریسک را محقق می سازد. به بیان دیگر، مدیریت دارایی و بدهی دربرگیرنده مجموعه ای از ابزارها و روش های تخصصی است که خلق ارزش برای سهامداران و کنترل ریسک را مدنظر قرار می دهد. نظام بانکی، قلب تپنده اقتصاد هر کشور است و عوامل بسیاری بر عملکرد آن تأثیرگذارند که مهم ترین آنها عوامل مؤثر بر ریسک نقدینگی است. دستهای از عوامل دخیل در ریسک نقدینگی عبارتاند از: نسبتهای مطالبات معوق، نسبتهای نقدینگی، نسبت شکاف نسبی نقدینگی، نسبت سرمایه و اندازه بانک. در این تحقیق تلاش شده است که ارتباط میان عوامل مؤثر بر ریسک نقدینگی و شاخص های نظام بانکی مؤثر بر مدیریت منابع و مصارف (نسبت بازده حقوق صاحبان سهام و نسبت بازده داراییها و ریسک اعتباری) بررسی شود. علاوه بر این، تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر ریسک نقدینگی بانکها ارزیابی شده است. محققان این تحقیق با استفاده از یک الگوی اقتصادسنجی و تخمین زننده خطی گشتاورهای تعمیمیافته (GMM) به این نتیجه دست یافتند که بین متغیرهای یاد شده (متغیرهای مستقل) و ریسک نقدینگی، ارتباط معناداری وجود دارد.
چکیده امروزه، بهدلیل اهمیت نقش بانکها در پویایی چرخه اقتصادی کشورها، اعتبارسنجی صحیح و کارآمد، یکی از اولویتها و الزامات بانکها محسوب میشود. در واقع، از این طریق میتوان به شناخت و ارزیابی مناسبی در خصوص رفتار مالی مشتری دست پیدا کرد. از این رو، هدف اصلی پژوهش حاضر، تعیین شاخصهای اعتباری مشتریان و رتبهبندی آنها در شعب بانک سپه منطقه 2 تهران است. در این راستا پنل خبرگان (شامل 10 کارشناس بانکی)، شاخصهای اعتبارسنجی حاصل از ادبیات و اسناد و مدارک را بررسی و ارزیابی کردند و نتایج آن در قالب پرسشنامهای تهیه شد. پرسشنامه بهدستآمده که حاوی شاخصهای اصلی و فرعی اعتبارسنجی بود، در اختیار 102مدیر شعبه قرار گرفت و 95 پرسشنامه تکمیلشده جمعآوری و تحلیل شد. بر اساس تکنیک AHP، شاخصها و زیرشاخصها به دو دسته رسمی و غیررسمی دستهبندی و پس از آن وزندهی و اولویتبندی شدند (از 1 کماهمیتترین تا 10 بااهمیتترین). بر اساس نتایج، نخستین و مهمترین شاخص رسمی وثیقه است. نتایج دیگر پژوهش نشان میدهد که در بین 5 شاخص نخست، 2 شاخص غیررسمی ذینفع واحد و ظرفیت مشتریان وجود دارد که اهمیت میزان شاخصهای غیررسمی را نشان میدهد. یکی از محدودیتهای این پژوهش، مشکلات جمعآوری داده از مدیران بود. پژوهشگران آتی میتوانند با انجام پژوهشهای بیشتر در سایر مناطق، به تعداد شاخصهای بیشتر و مطمئنتری دست یابند.