چارچوبی پنجبعدی برای توسعه بانکداری اسلامی در مناطق محروم ایران: رویکردی عدالتمحور و پایدار
دوره 11، بهار، بهار 1404، صفحه 140-177
https://doi.org/10.22034/jifb.2025.528482.1623
محمدجواد توکلی، محمدسعید پناهی بروجردی، عباس استواری
چکیده این مقاله با هدف طراحی الگویی مفهومی و بومی برای بازآرایی بانکداری اسلامی در مناطق محروم ایران با تمرکز بر تحقق عدالت مالی، ارتقای شمول بانکی و توانمندسازی اجتماعی، نگاشته شده است. مناطقی مانند سیستان و بلوچستان، کهگیلویه و بویراحمد، ایلام و بخشهایی از خوزستان به سبب ترکیبی از فقر ساختاری، بیاعتمادی نهادی و فقدان زیرساختهای مالی، مصادیق بارز محرومیت بانکی در ایران هستند. پژوهش حاضر میکوشد با طراحی چارچوبی پنجبعدی، راهکاری اسلامی، بومی و پایدار برای رفع چالشهای بانکداری در این مناطق ارائه کند. علیرغم پشتوانههای فقهی و عدالتمحور نظام بانکداری اسلامی، به دلیل عدم انطباق ساختارها و فرآیندهای آن با ویژگیهای فرهنگی و نهادی مناطق محروم، عملکرد آن در این حوزهها ناکارآمد بوده است. این پژوهش با تکیه بر اصول عدالت اقتصادی اسلامی و با استفاده از روش تحلیل محتوای هدایتشده[1]، به طراحی چارچوبی مفهومی و بومی برای بازآرایی عملیات بانکداری اسلامی پرداخته است. دادهها از طریق ۱۸ مصاحبه نیمهساختاریافته با خبرگان حوزههای فقه اقتصادی، بانکداری اسلامی و توسعه منطقهای گردآوری شد. مدل مفهومی نهایی مبتنی بر پنج بُعد مکمل شامل نهادسازی محلی، سادهسازی عقود و فرایندها، تربیت نیروی انسانی بومی، اعتبارسنجی اجتماعی و حمایت سیاستی هدفمند است. این ابعاد در تعامل با یکدیگر، زمینهساز ارتقای شمول مالی، افزایش اعتماد اجتماعی و مشارکت اقتصادی هستند. نوآوری این چارچوب در ایجاد پیوند نظاممند میان اصول عدالت اسلامی و ابعاد اجرایی بانکداری است. این مدل، با وجود تمرکز بر بومیسازی، قابلیت تطبیق در جوامع اسلامی مشابه را نیز دارد. این چارچوب با الهام از تجربه بانک گرامین بنگلادش در وامدهی مبتنی بر ضمانت جمعی و برنامههای مالی خرد اسلامی که توسط Islamic Relief اندونزی در نهادهای محلی تسهیل شدهاند، الگویی نوین برای تحقق عدالت مالی در مناطق کمبرخوردار ارائه میکند.
ارزیابی اثر شبکه اجتماعی افراد بر امتیاز اعتباری بانکها و مؤسسههای اعتباری با روشهای یادگیری عمیق ماشین و گرادیان
دوره 9، تابستان، پاییز 1402، صفحه 99-122
https://doi.org/10.22034/jifb.2023.184063
رضا حیدری، سید موسی خادمی
چکیده این پژوهش بهدنبال بررسی اثر متغیرها و دادههای مرتبط با شبکه اجتماعی افراد، بر امتیاز اعتباری آنهاست. در این پژوهش، دو هدف اصلی دنبال میشود: اول، کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و دوم، افزایش شمول مالی. دستیابی به اهداف یادشده با یافتن اطلاعات معنادار در زمینه دادههای اجتماعی افراد انجام میشود تا چگونگی اثر چنین دادههایی بر امتیاز اعتباری آنها اندازهگیری شود. فرضیه اساسی پژوهش این است که افراد با امتیاز اعتباری بالا با افراد مشابه و هم سنخ خود ارتباط اجتماعی دارند. در این پژوهش از یک مجموعه داده، برای تأیید و توضیح اثر متغیرهای شبکه اجتماعی بر امتیاز اعتباری استفاده شد که مشتمل بر وامهایی بود (بیش از 300 هزار) که یکی از بانکهای ایرانی به افراد حقیقی پرداخت کرده بود. برای تعیین متغیرهای پژوهش با تعدادی از متخصصان بانکی و افراد خبره در حوزه اعتبارسنجی، مصاحبه عمیق صورت گرفت و در انتها، متغیرها در سه طبقه مالی، رفتاری و اجتماعی تعیین و طبقهبندی شد. برای آزمایش فرضیه پژوهش، ابتدا از روشهای آمار توصیفی و در ادامه، از روش رگرسیون لجستیک و در نهایت، از انواع مدلهای رگرسیون مبتنی بر یادگیری عمیق ماشین، از جمله گرادیان استفاده شد. نتیجه بررسیهای روش رگرسیون لجستیک نشان داد که از نظر آماری، متغیرهای اجتماعی افراد، قابلیت پیشبینی احتمال نکول وام آنان را دارد. نتایج الگوریتمهای یادگیری ماشین نیز نشان داد که اطلاعات شبکه اجتماعی، میتواند عملکرد پیشبینی نکول وام را بهطور چشمگیری بهبود بخشد.
